من اساساً و حتی می تونم بگم ذاتاً یه روشنفکرم...آدمای دیگه خیلی راحت می تونن هر لعبتی رو که می خوان با خرج چند هزار تومن بیشتر و کمتر تور کنن... اما پیدا کردن یه زنی که یه خرده عقل تو کله ش باشه... می دونی چی می خوام بگم؟ پیدا کردن یه زن با شعور که چهار تا کتاب خونده باشه کار راحتی نیست، مثل پیدا کردن یه سوراخ... ببخشید یه سوزن تو بار کاهه... من به زنی احتیاج دارم که بتونه منو کاملا درک کنه...شما هر چی می خواین فکر کنین، اما من اصلا به فکر خانم بلند کردن و این کثافت کاریا نیستم...من فقط یه هم زبون روشن فکر می خوام، همین!
برگرفته از ماجرای حلقه خودفروشان ادبی،وودی آلن
هِی مَن! بی کام، دونت وُری... دیس ایز یور لایف، ایت ویل بی فینیش وان دِی...
یو تاکین تو می؟ یو تاکین تو می؟ یو فا*ک! یو فا*ک مای اَس.
اوکی! آی ویسپر لایک اِوِر، لایک اِ کریزی، لایک اِ بیچ این فرون آو اِ میرور اِوری تایم اَند اِوری وِر:
"سو وِری کایند آو یو تو کام تو دیس... اَند ذِ نکست وان اَند چَریتی بیتوین تو ثینگز، اوکی بای ذِ وِی..."
آی نو... یور رایت. ایتز رییِلی مینینگلِس بات... دَت ایز اُل آو مای وردز... یات یو کَن نِوِر آندرستَند.
نو نو پلیز، دونت لیو می... آیل بی سایلنت لایک اِ شیت!
ناو... دو یو لاو می؟ آی هَو نات اِ ماچ تایم، آیم مِلتینگ...